عشق بازی با طناب دار
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم
كاهش فشار خون، كاهش ميزان ابتلا به سرما خوردگي، كاهش استرس و ... تنها شروع بهره وري از عشق است. عشق و سلامتي به طرز عجيبي از هم متاثر مي شوند. انسانها براي برقراري ارتباط مخابره مي كنند و زماني كه در برقراري ارتباطي معقول و دوست داشتني موفق مي شوند، پاداش و بهره اي عظيم را براي خود به ارمغان مي آورند. البته هيچ مدرك و شاهدي در رابطه با تاثير مثبت عشق هاي تازه و پر تنش و حرارت اوليه ، بر سلامتي مشاهده نشده است. افرادي كه عاشق مي شوند مدعي تجربه احساس جذاب، جالب و پرتكاپو به طور همزمان هستند. اينها همگي مي تواند منبعي از استرس باشد. در حاليكه عشق ثابت و متعادل و عميق مي تواند تاثير مثبت بر سلامتي فرد داشته باشد. و اما 10 فايده موثر ارتباط عاشقانه: 1- نياز كمتر براي مراجعه به پزشك: يكي از فرضيه هاي توجيهي براي اين مزيت اين است كه افرادي كه داراي ارتباط خوب با يكديگر هستند بهتر از خود مراقبت مي كنند. بهترين دوستان شما به شما انگيزه حفظ رژيم غذايي سالم را مي دهند. 2- افسردگي و سوء مصرف دارويي كمتر: تحقيقات ثابت كرده كه ازدواج و تاهل باعث كاهش ميزان استرس در مردان و زنان مي شود و ميزان مصرف مواد مخدر و نوشيدني هاي غير مجاز را به طور قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد. 3- كاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد يكي از عوامل تاثير گذار بر فشار خون مي باشد و اين مقدار را در حد ايدهآلي حفظ مي كند. 4- كاهش اضطراب: اين افراد به دليل توليد دوپامين بيشتر، كمتر دچار اضطراب مي شوند. 5- كنترل طبيعي درد: مطالعات MRI بر روي زوجها ثابت كرده كه فعاليت بخشي از مغز اين افراد در كنترل درد چشمگيرتر است. 6- مديريت بهتر استرس: افرادي كه توسط ديگري حمايت مي شوند و ديگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرايط استرس زا به طور معقول تري برخورد مي كنند. 7- كاهش ميزان سرماخوردگي: افرادي كه داراي روابط عاشقانه هستند كمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگي ميشوند و در نتيجه سيستم ايمني آنها ارتقا مي يابد و در برخورد با عوامل ويروسي و سرما كمتر دچار بيماري خواهند شد. 8- التيام سريعتر: سرعت التيام زخم يكي ديگر از قدرت هاي حاصل از روابط عاشقانه مي باشد كه البته با انجام آزمايش، صحت آن تاييد شده است. 9- افزايش طول عمر: سرعت مرگ و مير افراد مجرد به هر دليل ممكن 58% بيشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگي با ميزان كاهش انزواطلبي در ارتباط است. تنهايي و انزوا طلبي يكي از دلايل اصلي مرگ و مير مي باشد. 10- زندگي شادتر: يكي از بارزترين مزاياي عشق، لذت و شادي است. شادي حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق، بيشتر از درآمد قابل توجه شادي آور و لذت بخش است. ارتباط خود را قوت بخشيد. اگر مبتلا به اضطراب و افسردگي هستيد ، جهت درمان هرچه سريعتر اقدام كنيد. مهارت ارتباطي و شيوه كنترل و مديريت گفتگو و بحث ها را آموزش ببينيد. به انجام امور جذاب، جالب و شادي بخش با شريك و همسر خود بپردازيد. موفقيت يكديگر را جشن بگيريد. هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق · وقتي ارتباط عاشقانه ات به انتها ميرسد ، فقط به سادگي بگو«همه اش تقصير من بود . جكسون براون · اگر به مهماني گرگ مي رويد ، سگ خود را به همراه ببريد . گوته ·آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود . چيني · وقتي نانوا نان را با دقت و وسواس مي پزد و به دست مشتري ميدهد ، خدا با او در كنار تنور ايستاده است . كريستيان بوبن · اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم . شكسپير ·استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي . گوته ·بيش از هر چيز نخست بدان كه چه ميخواهي . فوخ ·بردن ، همه چيز نيست ، اما تلاش براي بردن چرا . لومباردي ·اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند. سقراط ·عادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند . شكسپير ·از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند . اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند : خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او .............. گوته ·ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي گيرند . ( البته از ديد اسپانيولي ها ) · در روز عشاق براي دوستت كارتي بفرست و روي آن بنويس : « از طرف كسيكه فكر ميكند تو بينظيري » . براون · عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد . بوبن ·مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان ·جريان زندگی چيزی جز مبارزه ميان عاطفه وعقل نيست . مارک تواين · آزادی متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است . اسپنسر ·هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است . گاليله ·با ديگران آنگونه رفتار کن که ميخواهی با تو رفتار شود . براون · نياسائيد ، زندگی در گذر است . برويد و دليری کنيد ، پيش از آنکه بميريد ، چيزی نيرومند و متعالی از خود بجای گذاريد ، تا بر زمان غالب شويد . گوته ·عشق ما را می کشد تا دوباره حياتمان بخشد . شكسپير · لبخند، حتی زمانيکه بر لبان يک مرده می نشيند ، بازهم زيباست . کريستيان بوبن ·نامه ، خاص ترين ياد بودی است که شخص از خود بجا می گذارد . ناشناس · نيکی و سود خويش را در زيان ديگران مخواه . زرتشت ·من آينده را دوست دارم چون بقيه عمرم را بايد در آن بگذرانم . کترينگ ·برای آنکه عمر طولانی باشد ، بايد آهسته زندگی کنيم . سيسرون · به گونه ای زندگی کنيد که وقتی فرزندانتان به ياد عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شويد . جکسون براون ·هرکس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند . گوته ·تواضع بيجا آخرين حد تکبر است . لابروير ·هيچکس بدبخت تراز کسی نيست که هميشه خوشبخت است . هلندی · آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرين معمولی و پيش و پا افتاده اند . گوته ·در دعوا اولين مشت را بزن و محکم هم بزن . جکسون براون · فقط به ندای کودک درون خويش گوش بسپار نه هيچ ...... کريستيان بوبن ·سعادت ديگران بخش مهمی از خوشيختی ماست . رنان ·با مردمان نيک معاشرت کن تا خودت هم يکی از آنان به شمار روی . ژرژهربرت ·با تقوی و خوبی ميتوان سعادت آفريد . زنون ·برای شب پيری در روز جوانی چراغی بايد تهيه کرد . پلوتارک ·هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده . براون ·اميد با مرگ هم به گور نمی رود . شيلر ·مرور زمان به خودی خود بسياری از نگرانی ها را از بين می برد . ديل کارنگی ·هر چه نور بيشتر باشد ، سايه عميق تر است . گوته ·همه زيبايی های بی پيرايه ازعشق سرچشمه می گيرند،اماعشق از چه چيز سرچشمه می گيرد؟ عشق از جنس چيست ؟ اين فرا طبيعی از کدامين طبيعت جاری شده است؟ زيبايی زاده ی عشق است. عشق زاده ی توجه و اعتناست ، توجه ای ساده به ساده ها . توجه ای متواضعانه به هر آنچه که متواضع و بی پيرايه است . توجه ای زنده به همه ی زندگی ها . بوبن 1.الماس (( هوپ )) همواره برای زنان مشهوری که صاحب آن بودند نحسی می آورد. خانم مونتسپان نخستین صاحب آن، مورد بیمهری پادشاه فرانسه قرار گرفت. ملکه ماری آنتوانت، همسر لوئی شانزدهم صاحب دیگر این الماس در جریان انقلاب بزرگ فرانسه با گیوتین اعدام شد. خانواده هوپ (اسم الماس از این خانواده گرفته شده است) که بعدها، صاحب این الماس شدند روزگار خوشی نداشتند. آخرین مالک این الماس هم در جریان غرق شدن کشتی معروف تایتانیک جان خود را از دست داد. 2.الماس کوه نور قبل از اینکه به ملکه ویکتوریا (ملکه مشهور انگلستان) برسد، متعلق به نوابهای هندی بود. از آنجا که شهرت داشت این الماس برای صاحبان مونث خود بدبختی می آورد ملکه ویکتوریا آنرا به شاهزاده خانم های بعد از خود تقدیم کرد تا از این افسون رفع شر کرده باشد. 3.الماس سانسی جواهر مورد علاقه ی شارل لوته مرر بود که آنرا بر کلاه خود دوخته بود. بعد از مرگ شارل لوته مرر، الماس به دست یک راهزن سویسی افتاد و سپس نیکلا هارلی دوسانسی آنرا صاحب گشت (نام الماس از او گرفته شده است) سپس در سال 1838 میلادی تزار روسیه آنرا به مبلغ هنگفت 625000 فرانک طلا از صاحبش خرید. اما به نظر میاد که سانسی هیچوقت برای صاحبان خود نحسی نیاورد. 4.الماس آبی در قرن 16 میلادی توسط یک سوداگر هندی به ونیز ایتالیا برده شد و به خانواده ی موروسونی فروخته شد. تقدیر هولناک حکایت از آن داشت که این الماس با خود طاعون به اقامتگاه خاندان موروسونی آورد و تمامی صاحبان خود را یکی بعد از دیگری کشت. آخرین مالک این الماس یک اسپانیایی بود که در سال 1909 میلادی در جریان یک سفر دریایی غرق شد و الماس با او به اعماق دریا رفت. 5.سرنوشت الماس اورلوف به مرگ فجیع دختران نیکلای دوم (آخرین تزار روسیه) ریط پیدا میکند. این الماس که جزئی از گنجینه ی جواهرات تزار بشمار می آمد در جریان انقلاب بزرگ شوروی همراه با جواهرات دیگر به پیراهن دخترهای تزار دوخته شد به این امید که بعدها منبع ثروتی شود اما متاسفانه انقلابیون روسی بعد از کشتن خانواده سلطنتی در یکاترینبورگ این الماس زیبا و گرانبها را صاحب شدند. عصریک جمعه دلگیر، دلم گفت بگویم،بنویسم که چراعشق به انسان نرسیده است، چراآب به گلدان نرسيدست، وهنوزم كه هنوزست،غم عشق به ژايان نرسيدست، بگوحافظ دل خسته زشيرازبيايد،بنويسد كه هنوزم كه هنوزست چرايوسف گم گشته به كنعان نرسيدست، عصراين جمعه دلگيروجودتوكنارهربي دل آشفته شودحس ،توكجايي گل نرگس؟! من به غیر از تو نخواهم چه بدانی چه ندانی (مهدی سهیلی) تو را می خواهم همیشه و همه جا تو را می خواهم در تنهایی وغربت تو را می خواهم در شبهای مهتابی تو را می خواهم در اوج لحظه عشق تو را می خواهم در لحظه هماغوشی تو را می خواهم در بیداری درخواب تو را می خواهم همیشه باشی در کنارم تو را می خواهم با چشمانی پراز رمز وراز تو را می خواهم با آغوشی پرزعشق ومستی تو را می خواهم در دنیای زیبای عشاق تو را می خواهم با همه خوبی وبا همه بدی تو را می خواهم که بمانی بامن برای همیشه تو را می خواهم که من وتو با هم ما شویم تو را می خواهم برای تمام فصل ها ی خدا تو را می خواهم با یک دنیا سکوت از حرف تو را می خواهم از دورها اما نزدیکتر از من به من تو را می خواهم با دلی که زخمی است از عشق تو تو را می خواهم تو خود خوب می دانی چرا ؟ تو را می خواهم که عشق تو دگر در قلب من لانه کرده تو را می خواهم تا همیشه در تب سوزان عشق تو بسوزم نمی دانم این چیست این عشق است یا هوس یا بازی یا عشقبازی .......... این چیست که هر سو می رود من هم با او می روم می روم................... این چیست که با نگاهی از دورها نزدیکتراز خودم به من است.................. این کیست که با نفس هایش من جان می گیرم وزنده عشق او می شوم................... او کیست که من حسرت بودن وجان دادن آغوش گرم او را دارم.............. این چه حسی است که با بوسه داغ شروع تا پرواز به ابرها ختم می شود.............. این چیست که تمنایش برای لحظه ای رهایم نمی کند تمنای اوج با اوتا ابد.............. این چیست که بدنم با فریاد تمنا دارد فریاد برای یکی شدن یکی بودن.............. این چیست آیا عشق این است یا چیزی فراتر ازآن شیدایی است.................. آری من شیدای تو آری من عاشق تو آری من تمنای تو آری من بی تاب تو آری من در تب عشق تو آری من در پی من عاشق آری من منتظر آغوش گرم تو آری من با تو در اوج عشاق واقعی آری ما باهم در آغوش یکدیگر برای همیشه قلبم از شوق دیدارت لحظه شماری می کند لبان قرمزم برای بوسیدن لبانت خون می گرید دستانم برای لمس بدن عاشقش به لرزه افتاده است بدنم از همیشه به گرمای تو ای عشق نیاز دارد سینه ام برای سرت جایی مهیا کرده از بالش قو هم نرم تر آغوش من در انتظار تو سر از پا نمی شناسد ۱.مسئولیت زاده توانایی نیست، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن. هست
(دکتر علی شریعتی) (اين عكس ها از شاهكارهاي اسرائيل مي باشد) پس از اطلاع از اهداي هزينه سفر حج عمره دانشآموز كرماني به ستاد ديه، تصميم به انجام اين كار سارا سعيد، دانشجوي ترم آخر رشته تربيت بدني دانشگاه پيام نور لارستان، مبلغ وام خود را كه 4 ميليون تومان است، براي آزادي 2 زنداني پرداخت كرد. به گزارش ایونا ، تبت تنها كشوري است كه در آنجا بعضي از زنان چند شوهر قانوني دارند و اين كار را به اصطلاح علمي Polyandry مي نامند از آنجا كه اطمينان داشتيم هيچ چيز در جهان بي دليل نيست مانند هميشه دست به دامن تحقيق زديم تا واقعيت اين كار را درك كنيم ، پس از تحقيق طولاني متوجه شديم تنها دليل اين كار مشكلات اقتصادي است و دو دليل برايمان آوردند . دليل اول : پدري كه چهار فرزند دارد ، يكباره يك دختر را به عقد چهار پسرش در مي آورد و البته طبق قراردادي كه دارند زن مذبور هر شب يا هر هفته را با يكي از برادران بسر مي برد ، با اين كار اولا پدر اجازه نمي دهد كه اساس خانواده اش گسيخته شود بلكه بالعكس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان مي گردد و همه پروانه سان دور يك چراغ پرواز مي كنند ، ثانيا ثروت پدر كه از همه مهمتر است پراكنده نمي شود و به هدر نمي رود . و در آخر اين سئوال برايمان پيش آمد كه اين جا چه بلايي به سر فرزندان مي آورند و فرزندي كه از يك زن واحد بوجود مي آيد مال كدام برادر است ؟ معلوم شد كه اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همين قياس فرزندان بعدي به برادران كوچكتر خواهد رسيد . بچه ها به ترتيب تعلق به برادر بزرگتر پدر و به بقيه عمو مي گويند . زن تبتي يكي از شوهران خود را براي كار در مزرعه راهي مي كند . آخرین سخنرانی بوش: ملتی که در چهارشنبه سوری یکدیگر را با ترقه پاره می کنند آيا مي دانيد كارتنهايي كه دوست داشتيد عاقبتشان چه شد؟ آقاي سکسکه عمل کرده, ميره سر کار و مياد و زندگيشو مي کنه! الفي ديگه از هيچي نمي ترسه! آن شرلي ارايشگر معروفي شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده حسابي جيب مردم و خالي ميکنه به اسم گريم و رنگ موهاي عالي.... جيمبو رو از رده خارج کردن و اجاره دادنش به ايران!! نل افسردگيش خوب شد و داستان زندگيشو به زودي چاپ ميکنه! الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی ،خدا کند که بیایی دمی که بی تو سر آید، خدا کند که نیاید الا که هستی مایی ، خدا کند که بیایی تو احترام حریمی ، تو افتخار حتیمی تو یادگار منایی ، خدا کند که بیایی به سینه ها تو سروری ، به دیده ها همه نوری به دردها تو دوائی ، خدا کند که بیایی دل مدینه شکسته ، حرم به راه نشسته تو مروه ای ، تو صفائی ، خدا کند که بیایی قسم به عصمت زهرا ، بیا زغیبت کبری دگر بس است جدائی ، خدا کند که بیایی ۱ -در دنياي مُد، عطر و اودكلن هم مثل رخت و لباس و كفش و كلاه و . . . سال به سال، نو ميشود اما هر عطري براي هر سن وهرموقعيتي مناسب نيست. زمین خوردن بار سوم وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ...... مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند. مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم. نتیجه اخلاقی داستان: کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد. این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. دومین خبر : زمین به دور خود میچرخد پیام اختصاصی برای رئیس جمهور : محمود خونتون از اینجا پیداست در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تکنولوژی فضایی نام کهکشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل ا... نوری تغییر یافت علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار شد حجاب خود را رعایت کنند جام زهری خورده ام کز غم بیاساید مرا یاد یاران کی کنم این غم بیازارد مرا تار مویی دیده ام در دفتر عشق و وفا پود جان را می برد، بی می بیاندازد مرا ........................................................................ می روم پنهان شوم آن یار را پیدا کنم عاشقی حیران شوم با هرغمش سوداکنم زخمه برجان می زند این خاطرات ویاداو فتنه بر پا می شود گر قطره ای دریا کنم می روم از شوق او شوری به دیدار آورم تارو پود روحم ازوصف (عشق) رعنا کنم مصلحت با سرنوشت است وامیدم بی خبر این خبر خیری ندارد تکیه بر جوزا کنم می روم چون رفتنم تنها پناه جانم است با دلی خون می روم شاید دلی شیدا کنم امشب این باور مرا تا اوج حسرت می برد چشم تر،خوابی بکن کابوس را رویا کنم می روم تا راه صد ساله به یک شب سر شود این نیازم را به درگاهت شب یلدا کنم در وفای عهد تو از خود به بی خود می رسم آنچه گفتی راضیم (امروز نه، فردا کنم) می روم تاآرزوی مرگ راباحسرتی شیرین کنم جام زهری نوشم ونفرین بر این دنیا کنم سرزنش ما را مکن،می کن به ساغر ساقیا تا (منش) را از خم ابروی تو رسوا کنم آیا تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند. گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند. کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم. مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر انگشت شست نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد. انگشت اشاره نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند. انگشت وسط نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید. انگشت انگشتری انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید. انگشت کوچک نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.
هم دعا کن گره ی تازه نیا فزاید عشق
قایقی در طلب موج به دریا پیوست
باید از مرگ نترسید اگر باید عشق
عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
شاید این بوسه به نفرت برسد شاید عشق
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق
پیله ی رنج من ابریشم پیراهن شد
شمع حق داشت به پروانه نمی آید عشق
يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي
را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لا جوردين و ساحل طلايى
: انداخت و گفت :
- خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ناگاه ، ابرى سياه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در
گرفت و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش
رسيد كه ميگفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا
و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!
از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست
ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم ، اما ، هيچ
ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه
بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر
آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ . من همه ى اينها
را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى
ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من ! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود
بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى
احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه
چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى
باشد يا چهار باندى ؟؟
از درت روی نتابم چه بخوانی چه برانی
دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی
دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی
من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی
ایستادم به ارادت چه بود گر بنشینی
بوسه یی بر لب عاشق چه شود گر بنشانی
می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی
دل من سوی تو اید بزنی یا بپذیری
بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی
جانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تو دارد چه بخوانی چه نخوانی
آیا تا به حال به کودکان نگریسته اید
در حالیکه به بازی "چرخ چرخ" مشغولند؟
و یا به صدای باران گوش فرا داده اید،
آن زمان که قطراتش به زمین برخورد می کند؟
تا بحال بدنبال پروانه ای دویده اید، آن زمان که نامنظم و بی هدف به چپ و راست پرواز می کند؟
یا به خورشید رنگ پریده خیره گشته اید، آن زمان که در مغرب فرو می رود؟
کمی آرام تر حرکت کنید
اینقدر تند و سریع به رقص درنیایید
زمان کوتاه است
موسیقی بزودی پایان خواهد یافت
آیا روزها را شتابان پشت سر می گذارید؟
آنگاه که از کسی می پرسید حالت چطور است،
آیا پاسخ سوال خود را می شنوید؟
هنگامی که روز به پایان می رسد
آیا در رختخواب خود دراز می کشید
در کله شما رژه روند؟
سرعت خود را کم کنید. کم تر شتاب کنید.
اینقدر تند و سریع به رقص در نیایید.
زمان کوتاه است.
موسیقی دیری نخواهد پائید
آیا تا بحال به کودک خود گفته اید،
"فردا این کار را خواهیم کرد"
و آنچنان شتابان بوده اید
که نتوانید غم او را در چشمانش ببینید؟
تا بحال آیا بدون تاثری
اجازه داده اید دوستی ای به پایان رسد،
فقط بدان سبب که هرگز وقت کافی ندارید؟
'
آیا هرگز به کسی تلفن زده اید فقط به این خاطر که به او بگویید: دوست من، سلام؟
حال کمی سرعت خود را کم کنید. کمتر شتاب کنید.
اینقدر تند وسریع به رقص درنیایید.
زمان کوتاه است.
موسیقی دیری نخواهد پایید.
آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید،
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید.
آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله بسر می رسانید،
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.
زندگی که یک مسابقه دو نیست!
کمی آرام گیرید
به موسیقی گوش بسپارید،
پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.
بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم
بیش از آنکه دوستم بدارند،دوست بدارم
زیرا در عطاکردن است که میستانیم و در بخشیدن است که بخشیده میشویم
و در مردن است که حیات ابدی می یابیم
۲.دلی که از بی کسی غمگین است، هر کسی را می تواند تحمل کند.
۳.ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرف هایی استکه برای نگفتن دارد.
۴.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است..
۵.اگر پیاده هم شده است سفر کن، در ماندن می پوسی.
۶.خدا و انسان و عشق، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند.
۷.قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد.
۸. هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند، بدان گونه که احساسش می کنند
۹.استوار ماندن وزیر هر باری نرفتن، دین من است.
فکر میکنم هیچ وقت نرسی
و من در کنار این دنیا تنها بمانم
و تو همیشه منظره من باشی
و در پیش چشمهای من ،
در سینه چشم انداز من ،
قبله نگاه من
و هیچ وقت نه در کنار چشمهای من،
هیچ وقت
در این زاویه همواره تنها خواهم بود بی تو
تو را خواهم دید
و آن گاه چه بگویم
به یک نابینا ، یک بیگانه ، یک دور دست
که چه ها می بینم ؟؟؟
(( دکتر شریعتی))
و مرا صدفی که مرواریدش تویی
و خود را اندامی که روحت منم
و مرا سینه ای که دلم تویی
و خود را معبدی که راهبش منم
و مرا قلبی که عشقش تویی
و خود را شبی که مهتابش منم
و مرا قندی که شیرینی اش تویی
وخود را طفلی که پدرش منم
و مرا شمعی که پروانه اش تویی
و خود را انتظاری که موعودش منم
ومرا التهابی که آغوشش تویی
و خود را هراسی که پناهش منم
و مرا تنهایی که انیسش تویی
و ناگهان
سرت را تکان میدهی و می گویی:
نه! هیچکدام.
هیچکدام از اینها نیست،چیز دیگریست
یک حادثه ی دیگر و خلقت دیگری
و داستان دیگری است.
و خداوند آن را تازه آفریده است
'دکتر علی شریعتی'
هم اهانت کرد.

به گزارش شبکه خبر به نقل از پایگاه خبری المحیط کانال دهم تلویزیون رژیم صهیونیستی که پیش از این به حضرت مسیح و مریم علیهما السلام توهین کرده بود این بار صحنه توهین آمیزی را درباره پیامبر اسلام (ص ) پخش کرد.
در برنامه این کانال یکی از افراد با اشاره به کفش خود گفت این پیامبر است و سایر افراد حاضر با خنده او را تایید کردند.
اقدام تلویزیون اسرائیل تا کنون واکنش های زیادی در کشورهای مختلف عربی و اسلامی در پی داشته است و بسیاری از نهادها آن را محکوم کرده اند
گرفتم.
اين دانشجو با بيان اينكه هدف از انجام اين كار، انجام يك عمل نيك و شايسته است خاطر نشان كرده است: پس از اطلاع از اهداي هزينه سفر حج عمره دانشآموز كرماني به ستاد ديه، تصميم به انجام اين كار گرفتم.
پس از اهداي هزينه حج عمره توسط دختر دانشآموز كرماني به ستاد ديه، در مراسمي كه براي تجليل از اين اقدام وي برگزار شد از سوي سازمان آموزش پرورش كرمان، اداره آموزش و پرورش ناحيه 2 كرمان و مدرسه محل تحصيل اين دانشآموز، هدايايي نظير هزينه رفت و برگشت به عتبات عاليات، هزينه رفت و برگست به مشهد مقدس، نيم سكه بهار آزادي و لوح تقدير به وي اهدا شد.
دليل دوم : اگر همان پدر در مدت يكسال چهار دختر را براي چهار فرزندش عقد كند و زنان مذبور جداگانه باردار شوند ، در مدت يكسال يك خانواده چهار نفري ، دوازده نفر خواهد شد . اما چون زمين تبت زياد حاصلخيز نيست و مواد غذايي محدود است ، مي كوشند كه از توليد نسل تا جائيكه مقدور مي باشد جلوگيري كنند و با اين كار جمعيت تبت را هميشه به همان اندازه اي كه هست حفظ كنند . ما پس از شنيدن اين دلايل به مردم تبت لقب مناسبي داديم ، لقبي كه از هر جهت در خور آنهاست(اكونوميست هاي متفكر) !
اگه انرزی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره می کنند.
آليس شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و يه زندگي حقير توي يه آپارتمان 50 متري ساده,
اي کيو سان کراکي شده و مخش تعطيل تعطيله!
بامزي يه خرس بزرگ شد و شکارش کردن! شلمان هنوزم خوابه!
پت پستچي بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه!
بنر رو يادته؟ پوستشو تو خيابون منوچهري 30 تومن فروختن!
بالتازار و زبل خان آلزايمر گرفتن.
دامبو ، پلنگ صورتي, پسر شجاع, خانوم کوچولو, شيپورچي, يوگي و دوستاش همه توي يه سيرک بزرگن!
تام ساير حسابي با کلاس شده و موهاشو مدل جوجه تيغي درس ميکنه!
تام و جري دوتا دوست صميمي شدن!
تن تن تو يه روزنامه خبرنگار بود, الان تو زندانه !!!
ميگن خاله ريزه رفته مکه و حاج خانوم شده, تو مجالس زنونه روضه مي خونه و خرج زندگي خودشو شوهر معلولشو ازين راه در مي آره! قاشق سحر آميز و جنگلي ام ديگه تو کار نيست!
چوبين خيلي وقته که مادرش و پيدا کرده و دنبال يه وامه تا ازدواج کنه!
حنا خانوم دکتر شده, مادرشم از آلمان برگشته کنارش!
خپل رو از باغ گلها انداختنش بيرون, اونجا يه برج 1000 طبقه ساختن!! چند روز پيش کنار يه سطل آشغال ديدمش، خيلي لاغر شده!
خانواده دکتر ارنست همسايه مون هستند, هر سه تا بچه اش رفتن, زن دکتر خيلي مريضه!
رابين هود رو تو اسلام شهر گرفتنش به جرم شرارت! هفته ديگه اعدامش مي کنن!
سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن, خوب که چي؟!
کايوت, بالاخره رود رانر رو گرفت ولي از شانس بدش ! آنفولانزاي مرغي گرفت و... اونم مرد!
هيشکي نفهميد گاليور عاشق فلورتيشياست!
لوک خوش شانس ساقي محله مونه!
مارکو پولو تو ميدون راه آهن يه ميوه فروشي زده ، ميگن کارش خيلي گرفته !!
گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!
ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!
آقاي پتي بل تو ميدون شوش يه بنکدار کله گندس!
معاون کلانتر ارتقاي شغلي پيدا کرده, داره ميشه رئيس پليس!
آقاي نجار مرده و از وروجکم خبري نيست!
پت و مت حالا ديگه دوتا آقاي مهندسن!
هايدي يه پزشک ماهر شده و چشماي مادر بزرگ و عمل کرد
راستي بابا لنگ دراز هپاتيت C داره. واسش دعا کنيد!
بلفي و لي لي بيت رو با همديگه گرفتن و سنگسار شون کردن!
دادلي دورايت دو ساله که رئيس جمهور شده.!!!
۲- از عطرهايي مانند بولگاري، اسكادا و ايريا كه رايحه سنگيني دارند، ترجيحا در محافل رسمي استفاده كنيد. هميشه بهتر است كه در مكانهاي رسمي از رايحههاي تلخ، گرم، شيرين و تند استفاده كنيد.
۳ -در ساخت عطرهاي تلخ معمولا از اسانسهايي مانند ريشه درختان و ادويههاي تند شرقي استفاده ميكنند. عطرهاي شيرين و گرم هم عطرهايي هستند كه از بو و طعم شكلات و ميوههاي تابستاني برخوردارند.
۴- از عطرهايي مانند مادام روشاز، گپ، هوگو و آزارو ترجيحا در محافل دوستانه و صميمي استفاده كنيد. هميشه بهتر است كه در محافل دوستانه و صميمي، از عطرهاي سرد و ترش استفاده كنيد.
۵- عطر سرد به عطري ميگويند كه حس خنكي و تازگي را القا كند. استشمام اين عطرها معمولا باعث ميشود كه طعمِ ميوههايي مانند خيار و هندوانه را به خاطر بياوريم.
۶ - عطر ترش به عطري ميگويند كه طعم مركبات را به خاطر بياورد. عطرهاي ترش نيز القاكننده حس طراوت و شادمانياند.
۷- عطرهاي سرد و ترش باعث آرامش روحي و رفع خستگي نيز ميشوند. لابد ديدهايد كه در باشگاههاي ورزشي، هواي داخل باشگاه را معمولا با رايحههاي سرد و ترش مطبوع ميكنند. عطرهايي با طعم گلهاي وحشي ميتوانند حس صميميت بيشتري به محيط القا كنند.
۸- همانطور كه در بحث رنگها، از رنگ سال و رنگ فصل برايتان گفتيم؛ در بحث عطرها هم بايد از عطر سال و عطر فصل صحبت كنيم. طبيعتا عطرهايي كه بهتر است در روزهاي گرم و آفتابي استفاده شوند، با عطرهايي كه مناسب روزهاي سرد زمستاناند، يكسان نيستند.
۹- در فصل بهار از عطرهاي ملايم استفاده كنيد. عطرهاي ملايم و بهاري را معمولا از گلهاي بنفشه، تمشك و مگنوليا ميگيرند.
۱۰- در روزهاي گرم تابستان براي ماندگاري بوي عطر بايد به دفعات بيشتري از آن استفاده كنيد. با اين حساب، بهتر است كه در فصل گرم از عطري استفاده كنيد كه ماندگاري بيشتري داشته باشد.
۱۱- در فصل گرم، استفاده از رايحههاي خنك و ترش، تلخ و سرد، جنگلي و وحشي بسيار خوشايند است. استفاده از رايحه هاي خنك و ترش در فصل تابستان، سرماي خوشايندي را به شما و اطرافيانتان منتقل ميكند و درنتيجه از حس ِگرماي محيط ميكاهد تا به يك حس تعادل دمايي برسيد.
۱۲- ماندگاري عطرها در هواي سرد بيشتر است. يعني در پاييز و زمستان با توجه به دماي پايين هوا، الكل موجود در عطر ديرتر تبخير ميشود. در فصلهاي سرد سال، بهتر است از رايحههاي سنگين مانند عطرهاي شيرين، تند و تلخ استفاده كنيد.
۱۳- اگر پوستتان چرب است، خوشحال باشيد چون دوام و ماندگاري عطرها بر روي پوستهاي چرب و تيره بيشتر است. اما عطر براي پوستهاي روشن و خشك، در حكم يك مرطوبكننده است و دوام زيادي روي اين پوستها ندارد.
۱۴- اگر پوستتان روشن و خشك است و ميخواهيد ماندگاري عطرتان بيشتر شود، بهتر است پيش از استفاده از عطر، از لوسيونهاي مرطوب كننده بدون بو استفاده كنيد.
۱۵- از زمانهاي گذشته، اين باور همچنان پابرجاست كه عطر و اودكلن را بايد به پوست جلوي گردن و يا به مچ دست زد. واقعيت اين است كه زدن عطر بر روي محل نبضها (مانند: مچدست، مچ پا، پشت زانوها و نبض گردن) باعث متصاعد شدن رايحه عطر شده و كلا خوشايند است اما پزشكان توصيه ميكنند به گردنتان عطر نزنيد چرا كه اين كار، احتمال بيماريهاي پوستي را در اين ناحيه افزايش ميدهد
.....چهارمين خبر از ماهواره
اميد :من گم شدم
سنگینه تحملش تو صدام
خوبه که به یاد تو قانعم
می تونم بگذرم از شکوه هام
باورش سخته برام ولی من
می رم و چیزی ازت نمی خوام
اما بدون هر جا برم بعد تو
بغض عشق می مونه از تو برام
بغض من وا نمی شه تو صدام
خدایا یه دریا گریه می خوام
نفهمید اون که باید می دونست
بیشتر از جون هنوز عزیزه برام
با جدایی هیچی تموم نمی شه
عاشق از عاشقی سیر نمی شه
بگو تو اگه عاشق نبودی
عاشقت از تو دلگیر نمی شه
بغض عشق مونده هنوز تو صدام
هنوزم هیچی ازت نمی خوام
عاشقت بودم و از عاشقی
جز غمت هیچی نمونده برام
اما من هنوز به پات مونده ام
یه لحظه بی درد نیاسوده ام
از جدایی خیلی اگه گذشته
اما هنوز به عشقت آلوده ام
با جدایی هیچی تموم نمی شه
عاشق از عاشقی سیر نمی شه
بگو تو اگه عاشق نبودی
عاشقت از تو دلگیر نمی شه
با جدایی هیچی تموم نمی شه
عاشق از عاشقی سیر نمی شه
بگو تو اگه عاشق نبودی
عاشقت از تو دلگیر نمی شــــــــــــــــــــــــــــه
ناله ميکند عاشق وفادار
گلنار، گلنار، کجايي که بي تو شد
دل اسير غم ديدهام گهربار
گلنار، گلنار، دمي اولين شب
آشنايي و عشق ما به ياد آر
گلنار، گلنار، در آن شب تو بودي و
عيش و عشرت و آرزوي بسيار
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
بود مرا، در دل شب تار، آرزوي دیدار
تا به کي پريشان؟
تا به کي گرفتار؟
يا مده مرا، وعده وفا، راز خود نگه دار
يا به روي من، خندهها بزن، قلب من بدست آر
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
(لب خود بگشا) به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
(نشدي عاشق) زکجا داني
چه کشد هر شب دل من گلنار


