عشق بازی با طناب دار
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم
به بی مزگی لبخند کودکی فقیر است و بعضی وقت ها به ابهت نگاه یک عارف و گاهی به کثیفی تن آلوده ی من هیچ یک نیست عشق صداقت من در خواستن توست
زندگی گاهی وقت ها
ولی عشق
همین!... نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت
17:18 توسط بشری قرباني| |

