تبليغاتX
عشق بازی با طناب دار - شب سپيد

عشق بازی با طناب دار

همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم

روى ابريشم چين نبض صداتو ميشه دوخت
ميشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت

ميشه ته مونده ى دريا رو به يادت سر كشيد
ميشه جز تو حتي آسمون آبي رو نديد

براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم

به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم

اشكا ى من گوله گوله مي چكن رو ماهيتابه
همه دود ميشن مى سوزن ’ شام من گريه كباب

اشكاى من قطره قطره مى چكن روى كتابام
داره بازبارون مى باره’اول و آخر حرفام

براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم

به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم

اشكا ى من گوله گوله مي چكن رو شمع روشن
روى مهتاب قديمى’ تو سفر هاى نديده

پر فواره ى رنگى از دو چشمه تو چكيده

براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم

به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم


من كجاى شب تو رو گم كردم و تنها شدم
آخر كدوم سحر با بوسه اى پيدا شدم

اين كدوم دل بازي كه زخمى تنها يى
دونه ى سرخ انار كه خود زيبايى

براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:0 توسط بشری قرباني| |