عشق بازی با طناب دار
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم
روى ابريشم چين نبض صداتو ميشه دوخت ميشه ته مونده ى دريا رو به يادت سر كشيد براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم اشكا ى من گوله گوله مي چكن رو ماهيتابه اشكاى من قطره قطره مى چكن روى كتابام براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم اشكا ى من گوله گوله مي چكن رو شمع روشن پر فواره ى رنگى از دو چشمه تو چكيده براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم به تو فكر مى كنم اين كدوم دل بازي كه زخمى تنها يى براى تحمل روز سياه به تو فكر مى كنم
ميشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت
ميشه جز تو حتي آسمون آبي رو نديد
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم
همه دود ميشن مى سوزن ’ شام من گريه كباب
داره بازبارون مى باره’اول و آخر حرفام
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم
روى مهتاب قديمى’ تو سفر هاى نديده
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم
من كجاى شب تو رو گم كردم و تنها شدم
آخر كدوم سحر با بوسه اى پيدا شدم
دونه ى سرخ انار كه خود زيبايى
براى تصاحب روياى ماه به تو فكر مى كنم
