تبليغاتX
عشق بازی با طناب دار - نمیدونی

عشق بازی با طناب دار

همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نو سفرم

تو چشمات مال من نیست و
نگات دنبال من نیست و
چشاتو دزدکی دیدم
تو قهوه ات فال من نیست و
نمی دونی دیگه حالی توی احوال من نیست و
نمی دونی
تو قلب تو دیگه جایی واسه امثال من نیست و
یه ذره دلخوشی حتی توی اقبال من نیست و
بهارش این جوری باشه ، نه امسال ، سال من نیست و
نمی دونی ، نمی دونی ، نمی دونی

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 13:23 توسط بشری قرباني| |